برای علی ساعی
سالهای زیادی از عمرش را جبهههای جنگ ایران و عراق گذرانده بود، جانش را کف دستش گذاشته بود و از این عملیات به آن عملیات، در دفاع از مردمانش جنگیده بود. در همة سالهایی که او را شناختم به ندرت شنیدم چیزی از سوابقش در جنگ بگوید، تا همین اواخر نمیدانستم از جنگ، ترکش در بدنش به یادگار دارد، فقط میدانستم که نه خودش و نه فرزندان و خانوادهاش هرگز از هیچ امتیازی استفاده نکردند…پس از جنگ دکتر ساعی تحصیلاتش را ادامه داد. در مقام استاد دانشگاه مسئلة اصلی او «فرآیندهای دموکراتیزاسیون» بود… وقتی چیزی را قانونی میدانست با نزدیکترین دوستان و شاگردانش بر سر عبور از قانون مماشات نمیکرد.
